X
تبلیغات
رایتل

سایت تفریح و سرگرمی جذاب زیزا

لحظاتی برای با هم شاد بودن

بدشانسی در مرحله آخر!

بدشانسی در مرحله آخر!

دقت کردید تو بیشتر اوقاتی که دارید یه کاری را انجام می دید یهو تو مرحله آخر یه بلایی سرتون میاد که خیلی حالتون و می گیره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ و بدتر از اون اینه که یه عده هم  ایستاده باشن تا هنرنمایی شما را  ببینن!!!!!!!!!!!!!!!!! چرا معمولا اینطوری میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟فکر کنم اینا همه از آثار چشم زخمه!!!!!!!!!!!!!!!!! باید زود به زود برای خودتون اسپند دود کنید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! دقیقا مثل اتفاقی که اینجا افتاد! بیچاره آخه چه قدر بدبخت!!!

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 28 بهمن 1395 ساعت 20:34 | نویسنده: زیزا | چاپ مطلب 0 نظر

جوک جدید

مرد کشاورز و پزشک جوان!


یه روز یه کشاورز بعد از 30 سال کار کشاورزی خسته می شه و تصمیم می گیره که شغل خودش  و عوض کنه. بعد از کمی تحقیق متوجه می شه که درآمد پزشک ها از بقیه بهتره و اون هم راحت تر می تونه از این طریق پول دربیاره. اما چون پزشکی بلد نبوده باید از راه جدیدی وارد بشه. پس یه مطب کوچیک باز می کنه  و اسم خودش را هم میذاره دکتر لوبیا . برای اینکه بتونه مشتری جذب کنه یه شعار وسوسه کننده بالای در مطب می نویسه: " تنها با 500 دلار، ما با روش منحصر بفرد دکتر لوبیا، تمام بیماری های شما را درمان می کنیم و اگر نتوانستیم 1000 دلار به شما می دهیم"!!!

یک دکتر جوان بعد از اینکه از این جریان مطلع شد تصمیم گرفت به مطب اون کشاورز بره. پیش خودش این طور فکر کرد که اون کشاورز چیزی از پزشکی نمی دونه و براحتی می تونه 1000 دلار به دست بیاره. پس خوشحال به مطب کشاورز رفت.


در مطب کشاورز:

دکتر جوان: " دکتر لوبیا! من قدرت چشایی خودم و از دست  دادم و نمیتونم مزه چیزی را بفهمم! آیا شما می تونید به من کمک کنید؟

دکتر لوبیا: " خانم پرستار، لطفا از دارویی که در جعبه شماره 22 قرار داره 3 قطره در دهان بیمار بریزید!"

دکتر جوان بعد از خوردن دارو گفت: " آه خدای من. این که دارو نیست گازوئیل هست!"

دکتر لوبیا: تبریک میگم. شما دوباره قدرت چشایی خودتون را به دست آوردید. لطفا 500 دلار به صندوق پرداخت کنید"

دکتر جوان بعد از پرداخت پول ناراحت و غمگین از آنجا بیرون رفت اما بعد از دو روز برای اینکه پول خودش را به دست بیاره دوباره برگشت.

دکتر جوان: دکتر لوبیا، من حافظه خودم را از دست دادم، هیچ چیز یادم نمیاد و زندگی برام سخت شده. لطفا کمکم کنید!

دکتر لوبیا: " خانم پرستار، لطفا از دارویی که در جعبه شماره 22 قرار داره 3 قطره در دهان بیمار بریزید!"

دکتر جوان: اوه نه نه . اون گازوئیله!!!

دکتر لوبیا: تبریک می گم. شما حافظه خودتون را به دست آوردید. لطفا برای پرداخت 500 دلار به صندوق برید.

دکتر جوان با حالتی عصبانی و خشمگین از آنجا بیرون رفت اما با نقشه ای جدید بعد از یک هفته برگشت.

دکتر جوان با عصایی سفید وارد مطب شد و با گریه گفت: دکتر لوبیا به دادم برسید! من از دیروز بینایی خودم را از دست دادم. لطفا به من کمک کنید!

دکتر لوبیا: اوه. خب من متأسفانه باید بگم که برای این بیماری درمانی ندارم. بفرمایید این 1000 دلار برای شما!

دکتر جوان بعد از گرفتن پول: ممنون ... . اما این که 500 دلاره!!!!!

دکتر لوبیا: تبریک میگم! شما قدرت بینایی خودتون و به دست آوردید. لطفا برای پرداخت 500 دلار به صندوق بروید!!!


تاریخ ارسال: چهارشنبه 27 بهمن 1395 ساعت 06:57 | نویسنده: زیزا | چاپ مطلب 0 نظر

فقط یک بار در زندگی!

بعضی از اتفاق ها هست که در طول عمر بشر فقط ممکنه یکبار فرصت انجام اون وجود داشته باشه! مثل این حرکت قشنگ. سعی کنید حتی در شرایط بحرانی هم خودتون و شاد کنید و از لحظه لحظه زندگی لذت ببرید!

تاریخ ارسال: دوشنبه 25 بهمن 1395 ساعت 22:23 | نویسنده: زیزا | چاپ مطلب 0 نظر

خوب توجه کنید!!!ایستگاه روانشناسی دقت!


من

تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو
تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو

تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو

تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو

تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو  تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو
تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو

تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو

تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو  تو تو تو تو تو تو

تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو

تو تو را خیلی زیاد دوس دارم!!!!!!!!!!


1- در اولین مرحله باید بدانید که شما خیلی تنبل هستید!!! چون تمام کلمات ( تو) را در بالا نخواندید!

2- اگر تمام کلمات بالا را می خواندید متوجه می شدید که 5 کلمه ( پو) در بالا وجود دارد که شما اصلا آنها را ندیدید!

3- شما بعد از خواندن جمله بالا مجبور شدید برگردید و تمام کلمات را با دقت از اول بخوانید!

4-تازه متوجه خواهید شد که هیچ کلمه ی (پو) در بالا وجود ندارد!

5-حتما هم الان دارید می خندید! خوش باشید! اما تنبل نباشید!

تاریخ ارسال: جمعه 22 بهمن 1395 ساعت 15:21 | نویسنده: زیزا | چاپ مطلب 1 نظر

میمون خروس باز!

آدم میمون باز وخروس باز داشتیم، ولی میمون خروس باز هم پیدا شده!

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 19 بهمن 1395 ساعت 10:00 | نویسنده: زیزا | چاپ مطلب 0 نظر

سگ بی بخار

بعضی سگ ها هستن که صاحبش بگه برو پاچه طرف و بگیر میره و با یکی از اعضای بدن اون بیچاره بر می گرده، بعضی ها هم  اصلا انگار نه انگار!!!

خب یه حرکتی انجام بده! لا اقل برو اونو بو بکش دل اون بدبختی که داره خرج تو رو می ده کمی شاد بشه!

یعنی من جای صاحبش بودم تو جیگرش اسید تزریق می کردم!

تاریخ ارسال: یکشنبه 17 بهمن 1395 ساعت 10:32 | نویسنده: زیزا | چاپ مطلب 0 نظر

خنده دارترین جوکی که تابحال شنیدید-نجار بد شانس

لطفا این جوک و بدون پیش داوری و ذهنی پاک بخونید

راوی این جوک ( نجار بد شانس) یکی از اساتید معروف رشته ی حقوق خصوصی، توی دوره ی روزانه و مقطع کارشناسی ارشد یکی از دانشگاه های دولتی بسیار معروف ایران هست که اتفاقا توی کلاس هم این و گفتن. از بردن نام دانشگاه معذور هستم. اصرار نکنید. اگه استعداد خاصی تو تعریف کردن جوک دارید خوب یادش بگیرید چون این جوک موقع بیان کردن فوق العاده باحاله. به هر حال.

نکته اول و مهم: " خواهشا جنبه داشته باشید"

نکته دوم و کمتر مهم:" این جوک با لهجه قمی یه چیز دیگه هست"


 لطفا برای خوندن برید ادامه مطلب >>>


ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: سه‌شنبه 12 بهمن 1395 ساعت 19:28 | نویسنده: زیزا | چاپ مطلب 0 نظر

حیوان آزاری خنده دار

حرف دل این سگه:

خدا خفت نکنه

کشتی مارو

خخخخخخخخ


تاریخ ارسال: سه‌شنبه 12 بهمن 1395 ساعت 14:08 | نویسنده: زیزا | چاپ مطلب 1 نظر

عکس لو رفته و کمیاب از گنده لات آمریکا

عکس کمیاب و لو رفته ازیکی از گنده لات های آمریکا

تاریخ ارسال: دوشنبه 11 بهمن 1395 ساعت 13:26 | نویسنده: زیزا | چاپ مطلب 0 نظر