X
تبلیغات
رایتل

سایت تفریح و سرگرمی جذاب زیزا

لحظاتی برای با هم شاد بودن

سوالات اساسی و مهم در مورد سگ

سوالات اساسی و مهم در مورد سگ
 1- اگر سگ ها بخوان شلوار بپوشن کدوم یکی درست هست؟؟؟



2- اگر بخوان کفش بپوشن چطور؟؟؟

تاریخ ارسال: یکشنبه 1 اسفند 1395 ساعت 11:06 | نویسنده: زیزا | چاپ مطلب 0 نظر

عجیب ترین سگ های دنیا!

عجیب ترین سگ های دنیا!
آخه معلوم نیست این سگه، خرسه، گوریله یا اصلا گودزیلا هست!!! آخه این چه موجوداتی هست بعضی ها نگه می دارن؟؟!!

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 28 بهمن 1395 ساعت 09:54 | نویسنده: زیزا | چاپ مطلب 0 نظر

کابوس!!!

تو بچگی تا یه مدت یه کابوسی می دیدم دقیقا این شکلی! تنها تفاوتش این بود که اونجا تو جنگل بود!

تاریخ ارسال: دوشنبه 25 بهمن 1395 ساعت 20:12 | نویسنده: زیزا | چاپ مطلب 0 نظر

قزوینی و رشتی

قزوینی و رشتی

یه روز یه رشتی تصمیم می گیره به همراه زنش بره خونه ی یکی از دوستاش که توی قزوین هست. حرکت می کنن و میرن به سمت قزوین. نزدیک غروب می رسن قزوین و مستقیم میرن خونه ی میزبان. با همدیگه سلام علیک می کنن و میرن توی خونه. موقع  شام که میشه زن قزوینی سفره رو پهن میکنه. اون شب غذای بسیار معروف قزوین یعنی قیمه نثار درست کرده بود. مرد رشتی این غذا رو دوس نداشت اما مجبور بود و خورد. زن رشتی می دونست که شوهرش این غذا رو دوس نداره  خیلی ناراحت شد. شام تموم شد و بعد از کمی گفت و گو رفتن تا بخوابن. مرد رشتی دراز کشیده بود اما اصلا خوابش نمی برد چون واسه خوردن اون غذا معده اش به هم ریخته بود. زنش که متوجه شد اومد پیشش و گفت عزیزم اشکال نداره، برگشتیم خونه برات سبزی پلو با ماهی درست می کنم. و روز بعد برگشتن خونه.

خب چیه؟؟؟ منتظر بودید چی بخونید؟‌ من از اون آدماش نیستم که واسه قزوینی و رشتی و ترک و .. جوک بسازم. شما هم این کارو نکنید!!!

تاریخ ارسال: یکشنبه 24 بهمن 1395 ساعت 21:08 | نویسنده: زیزا | چاپ مطلب 1 نظر

دیگه به کی میشه اعتماد کرد؟

حالا این واسه شوخی و خنده هست، اما من مشابه همین و با چشم خودم دیدم!

تاریخ ارسال: یکشنبه 24 بهمن 1395 ساعت 14:27 | نویسنده: زیزا | چاپ مطلب 0 نظر

از روی ظاهر قضاوت نکنید؟؟؟!!!

هر چیزی تو جای خودش

چند روز پیش با یکی از دوستام که ایرانی هم نبودن توی رشت قرار داشتم( من رشتی نیستم واصلا هم اونجا زندگی نمی کنم، الکی توطئه نکنید!!!). قرار بود چیزی بخره و من بهش کمک کردم. اونجایی که رفته بودیم محله اعیان نشین رشت بود. موقع نهار شد. گفتم بریم یه ساندویچی چیزی بخوریم. همین طوری که داشتیم قدم می زدیم دو تا دختر از روبرو داشتن می اومدن. یه سگ هم همراه اونا بود که طنابش تو دست یکی از اون دخترا بود. به ما که رسیدن سگه پیچید بین پاهام و من هم شوتش کردم یه طرف. دختره یهو جیغ کشید و گفت: روانی، این چه کاریه می کنی!

گفتم خب خانم طنابش و کوتاه کن. هوا بارونیه سگ هم خیسه نجس کرد لباسمو.

گفت خب چی میشه حاج آقا؟ نمیتونی نماز بخونی؟ بعد سگ وبغل کرد و هر دو تا خندیدن.

من همیشه یه ته ریش دارم. واسه همین اینطوری حرف زد. با اینکه من آدم مقیدی هستم تو دین، اما خواستم این دختر و ادب کنم.

برگشتم بهش گفتم میدونی نژاد سگت چیه؟

گفت: مگه این چیزا رو هم می فهمی آقای امل؟

گفتم یه چیزایی می فهمم. اما اگه تو فکر می کنی که نژاد سگت هاسکی اصیل هست، داری اشتباه می کنی! اینو که گفتم برق سه فاز از سر دختره پرید. پرسید اولا تو این چیزها رو از کجا می دونی؟ بعدش این سگ نژادش کاملا اصیله. شناسنامه هم داره. اصلا هم تو ایران به دنیا نیومده.

گفتم همین جا شرط می بندم اگه اشتباه کرده باشم دوبرابر پولی که برای این سگ دادی و بهت بدم. وقتی دید خیلی جدی هستم واقعا تعجب کرد. گفت: سگ و از تهران فلان جا خریدم. الان زنگ می زنم.  برای مشاوره همیشه باهاشون صحبت می کنم همونجا زنگ زد. اون طرفی که جواب تلفن و داد گفت نه خانم سگی که ما به شما فروختیم اصیل هست. از ترکیه وارد شده و هرکسی به شما چیزی گفته اشتباه کرده و چیزی در مورد سگ نمیدونه!

دختره هم تشکر کرد و قطع کرد و گفت شرط و باختی! بهش گفتم دوباره شماره اونو بگیر و گوشی و بذار رو آیفون بذار من باهاش صحبت کنم. دوباره تماس گرفت. این دفعه من باهاش صحبت کردم. بهش گفتم این سگ هاسکی دو رگ هست.

جواب داد نه آقای محترم داری اشتباه می کنی، بلد نیستی و چیزی نمیدونی بی خود نظر نده واعتبار ما رو کم نکن. گفتم من مربی حرفه ای سگ هستم. من حتی می تونم تشخیص بدم که نژاد هاسکی ظاهری این سگ از مادر اومده. نژاد پدرش رو هم با قاطعیت گفتم که چیه. طرف دید هر دو تا رو درست حدس زدم. خیلی تعجب کرده بود.خیلی هم عذرخواهی کرد. حتی ازمن شماره خواست برای همکاری که من باهاش خداحافظی کردم. من فقط هدفم این بود که به اون دختر چیزی رو یاد بدم که محیطی که توش بزرگ شده اون و بهش یاد نداده. به اون دختر هم ثابت کردم که نباید بر اساس ظاهر آدم ها قضاوت کرد. به دختره گفتم من توی عمرم بیشتر از 100 تا سگ شکاری و نگهبان حرفه ای آموزش دادم. مشتری های من اکثرا از قشر مرفه جامعه هستن. با توجه با تقاضای بالا هم تنها در سال فقط چند تا سفارش قبول می کنم. یه سگی رو از فاصله دورهم ببینم می تونم نژادش و دورگه یا اصیل بودن اونو تشخیص بدم. اما این دلیلی نمیشه که نخوام فاصله خودم رو با  اونها حفظ کنم. حالا این درسته که شما اسم این کارو املی بذارید؟؟؟ اون دختر وقتی حرفای منو شنید با شرمندگی زیاد عذرخواهی کرد و رفت. من می تونستم همون اول که دختره اونطوری با من حرف زد مثل خودش جوابش و بدم و برم. و یا می تونستم بی تفاوت رد بشم. اما من همیشه توی زندگی خودم خواستم تأثیر گذار باشم. حتی به مقدار کم.

موفق باشید.

تاریخ ارسال: جمعه 22 بهمن 1395 ساعت 23:14 | نویسنده: زیزا | چاپ مطلب 1 نظر

وقتی اجازه نداری تنها باشی!

دقت کردید اگه دو نفر بخوان با همدیگه چند دقیقه تنها باشن از همه طرف بلا نازل میشه؟؟؟

دو تا که اون بالا نشستن! حالا اون هیچ! اونی که دنده عقب میاد بیرون چی؟؟؟


تاریخ ارسال: جمعه 22 بهمن 1395 ساعت 10:57 | نویسنده: زیزا | چاپ مطلب 0 نظر

رابطه بین نقطه ضعف و سوءاستفاده

همیشه در اطراف ما افرادی پیدا می شن که فقط منتظر هستن تا یه نقطه ضعفی تو زندگی ما پیدا کنن تا اون روی خودشون رو نشون بدن. افرادی که شاید از ما خیلی هم ضعیف تر باشن و در طول زندگی هرگز جرأت رویارویی با ما را نداشته باشن، اما این عقده حقارت باعث می شه این طوری رفتارکنن!

صبحتون بخیر.

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 21 بهمن 1395 ساعت 06:43 | نویسنده: زیزا | چاپ مطلب 0 نظر

نتیجه درست ورزش نکردن!!! طنز

می گن همه جا باید ورزش کرد، ولی دیگه خدایی نه اینطوری!

مگه قحطی جا اومده؟؟؟ الان خوبت شد؟؟؟

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 19 بهمن 1395 ساعت 21:29 | نویسنده: زیزا | چاپ مطلب 0 نظر

نا امنی چیست؟؟؟

نا امنی یعنی این!!!

توی یه توالت یک متر مربعی که در نداره نشسته باشی تازه بعد از اتمام عملیات متوجه بشی آب هم نداره!!!

حالا این نسخه فرنگی هست که دستمال توالت وظیفه آب و انجام میده!!!

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 19 بهمن 1395 ساعت 16:55 | نویسنده: زیزا | چاپ مطلب 0 نظر

اسباب بازی مناسب برای کودک خود انتخاب کنید!

بچه ها زود یاد می گیرن، و زود هم جو گیر می شن، بیشتر مواظب باشید!!!
ببینید فقط این شیطون چه هدی داره میزنه!

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 19 بهمن 1395 ساعت 10:30 | نویسنده: زیزا | چاپ مطلب 0 نظر

احمقانه ترین تجربه در جهان!

با پتک آهنی زده روی یه چاشنی انفجاری! آخه واسه چی؟؟؟

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 19 بهمن 1395 ساعت 08:10 | نویسنده: زیزا | چاپ مطلب 0 نظر
( تعداد کل: 43 )
   1      2     3     4   >>
صفحات