X
تبلیغات
رایتل

سایت تفریح و سرگرمی جذاب زیزا

لحظاتی برای با هم شاد بودن

تفاوت درخواست فرزندان از پدر و مادر! ( طنز)

تفاوت درخواست فرزندان از پدر و مادر! ( ظنز)
بچه ها معمولا رابطه صمیمی تری با مادر خودشون برقرار می کنن. این موضوع توی تمام جوامع دیده می شه و توی ایران هم که دیگه خیلی خیلی بیشتر دیده میشه!!! این متن و بخونید.
 درخواست های یکی از فرزندان از مادر!
پسر یا دختر : من گشنمه
- من سردمه
- من گرممه
- من تشنه هستم
- می  تونم بردارم؟
- مامان کجایی؟
- من می خوام ببینم
- می تونی در مورد اون موضوع از بابا بپرسی؟
- می تونی به من کمک کنی؟
- اون من و اذیت کرد ( با گریه)
- من می خوام برم اونجا
- کی می آیی؟
- چرا نمی ریم؟
-  چرا نمی تونیم بخریم؟
. .
.
.
.
 و سؤال های مشابه دیگه .

اما اگه اون بچه بخواد از پدرش سؤال بپرسه فقط میشه این:
- بابا! مامان کجاست!!!!!!!
فقط همین و بس!!

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 3 اسفند 1395 ساعت 10:40 | نویسنده: زیزا | چاپ مطلب 1 نظر

جوک جدید

مرد کشاورز و پزشک جوان!


یه روز یه کشاورز بعد از 30 سال کار کشاورزی خسته می شه و تصمیم می گیره که شغل خودش  و عوض کنه. بعد از کمی تحقیق متوجه می شه که درآمد پزشک ها از بقیه بهتره و اون هم راحت تر می تونه از این طریق پول دربیاره. اما چون پزشکی بلد نبوده باید از راه جدیدی وارد بشه. پس یه مطب کوچیک باز می کنه  و اسم خودش را هم میذاره دکتر لوبیا . برای اینکه بتونه مشتری جذب کنه یه شعار وسوسه کننده بالای در مطب می نویسه: " تنها با 500 دلار، ما با روش منحصر بفرد دکتر لوبیا، تمام بیماری های شما را درمان می کنیم و اگر نتوانستیم 1000 دلار به شما می دهیم"!!!

یک دکتر جوان بعد از اینکه از این جریان مطلع شد تصمیم گرفت به مطب اون کشاورز بره. پیش خودش این طور فکر کرد که اون کشاورز چیزی از پزشکی نمی دونه و براحتی می تونه 1000 دلار به دست بیاره. پس خوشحال به مطب کشاورز رفت.


در مطب کشاورز:

دکتر جوان: " دکتر لوبیا! من قدرت چشایی خودم و از دست  دادم و نمیتونم مزه چیزی را بفهمم! آیا شما می تونید به من کمک کنید؟

دکتر لوبیا: " خانم پرستار، لطفا از دارویی که در جعبه شماره 22 قرار داره 3 قطره در دهان بیمار بریزید!"

دکتر جوان بعد از خوردن دارو گفت: " آه خدای من. این که دارو نیست گازوئیل هست!"

دکتر لوبیا: تبریک میگم. شما دوباره قدرت چشایی خودتون را به دست آوردید. لطفا 500 دلار به صندوق پرداخت کنید"

دکتر جوان بعد از پرداخت پول ناراحت و غمگین از آنجا بیرون رفت اما بعد از دو روز برای اینکه پول خودش را به دست بیاره دوباره برگشت.

دکتر جوان: دکتر لوبیا، من حافظه خودم را از دست دادم، هیچ چیز یادم نمیاد و زندگی برام سخت شده. لطفا کمکم کنید!

دکتر لوبیا: " خانم پرستار، لطفا از دارویی که در جعبه شماره 22 قرار داره 3 قطره در دهان بیمار بریزید!"

دکتر جوان: اوه نه نه . اون گازوئیله!!!

دکتر لوبیا: تبریک می گم. شما حافظه خودتون را به دست آوردید. لطفا برای پرداخت 500 دلار به صندوق برید.

دکتر جوان با حالتی عصبانی و خشمگین از آنجا بیرون رفت اما با نقشه ای جدید بعد از یک هفته برگشت.

دکتر جوان با عصایی سفید وارد مطب شد و با گریه گفت: دکتر لوبیا به دادم برسید! من از دیروز بینایی خودم را از دست دادم. لطفا به من کمک کنید!

دکتر لوبیا: اوه. خب من متأسفانه باید بگم که برای این بیماری درمانی ندارم. بفرمایید این 1000 دلار برای شما!

دکتر جوان بعد از گرفتن پول: ممنون ... . اما این که 500 دلاره!!!!!

دکتر لوبیا: تبریک میگم! شما قدرت بینایی خودتون و به دست آوردید. لطفا برای پرداخت 500 دلار به صندوق بروید!!!


تاریخ ارسال: چهارشنبه 27 بهمن 1395 ساعت 06:57 | نویسنده: زیزا | چاپ مطلب 0 نظر

جوک های آمریکایی


1- زن هر روز توی آینه خودش و نگاه می کرد و به خودش می گفت: من خیلی چاق شدم، پیرتر شدم، پوستم چروک شده و خیلی زشت هستم. وقتی شوهرش برگشت خونه بهش گفت: عزیزمن اینطوری فکر می کنم و اصلا اعتماد به نفس ندارم! من نیاز دارم تو از من کمی تعریف کنی!

شوهر: همممممم. حتما! عشقم قدرت بینایی تو فوق العاده عالی هست!!!

2-زن چاق توی مطلب پزشک تغذیه.

آقای دکتر چه کار کنم لاغر بشم و وزنم کم بشه؟

دکتر: فقط کافیه توی زمان های مشخصی سرتو به سمت راست و چپ تکون بدی!

زن: چه عالی! تو چه زمان هایی این کار و انجام بدم؟

دکتر: هر موقع که کسی به شما غذا تعارف می کنه!

3- مکالمه دو تا زن با هم تو  اتوبوس درمورد بچه هاشون!

- من یه پسر واقعا عالی دارم!

- سیگار نمی کشه؟

- هرگز!

- دیر خونه نمیاد؟

- هرگز

- دوست های بدی نداره؟

- به هیچ وجه

-واقعا شما یه پسر فوق العاده خوب دارید. چند سالشه؟

- دو شنبه میشه 6 ماه تمام!


تاریخ ارسال: شنبه 23 بهمن 1395 ساعت 12:17 | نویسنده: زیزا | چاپ مطلب 0 نظر

جملات کوتاه وجوک های زن و شوهری !!!

جملات کوتاه وجوک های زن و شوهری !!!

1- آیا میدانید وقتی یک مرد متأهل میگه که " باید فکر کنم " یعنی چی؟

یعنی اینکه اول باید برم نظر زنم و بپرسم!


2- رابطه زن و مرد مثل رابطه خودرو چرخ است. مرد شبیه بدنه و زن چرخ  خودرو هست. هر دو در کنار هم،  همدیگه رو کامل می کنن. مرد بدون زن واقعا هیچی نیست و اگه چرخ پنچر بشه خودرو نمیتونه حرکت کنه.

پیام اخلاقی: همیشه یک چرخ زاپاس داشته باشید!


3- شوهران با ایمان و وفادار در آخرت مستقیم به بهشت می رن، اما شوهران بی وفا در بهشت زمین زندگی خواهند کرد!

انتخاب با شما است!


4- وقتی یک مرد در خودرو را برای همسر خود باز می کنه میشه دو تا نتیجه گرفت:

a:  همسرش جدید هست

b: اتومبیل جدید هست!!!


5- یه زن و شوهر شدیدا با هم جر و بحث می کردن. گفت و گو بالا گرفت و شدید تر شد. یهو زن گفت: عزیزم می خوای برنده بشی یا شاد زندگی کنی؟

دعوا تموم شد و الان خیلی خوب دارن با هم زندگی می کنن!


6- زن: امروز جمعه هست و من میخوام از یه روز تعطیل لذت ببرم!

مرد: نگران نباش فکر اونجا رو کردم! 3 تا فیلم گرفتم تا تماشا کنید!

زن: چرا 3 تا؟

مرد: یکی برای خودت و 2 تا برای پدر و مادرت که هرجمعه اینجا هستن!


7- تفاوت مرد موفق و زن موفق!

مرد موفق کسی است که می تواندپول بیشتری نسبت به آنچه همسرش خرج می کنه به دست بیاره!

اما زن موفق کسی هست که یه همچین مردی رو پیدا کنه!


8- زن با تمام احساس می گه: ای کاش من روزنامه بودم تا میتونستم تمام روز تو دست های تو باشم.

مرد: من هم همین آرزو رو دارم، چون میتونسم هر روز روزنامه جدیدی بخرم!


9- می دونید چرا زن و مرد تو لحظه ازدواج دست همدیگه رو می گیرن؟

این یه کار کاملا تشریفاتی هست، مثل دست دادن دو تا بوکسور قبل از مبارزه!


10- زن تو مطب دکتر: آقای دکتر شوهرم تو خواب حرف می زنه! چی کار کنم؟

دکتر: هیچ مشکلی نیست! موقعی که بیدار هست کمی بهش فرصت حرف زدن بده! خوب میشه!

تاریخ ارسال: جمعه 22 بهمن 1395 ساعت 16:46 | نویسنده: زیزا | چاپ مطلب 0 نظر