X
تبلیغات
رایتل

سایت تفریح و سرگرمی جذاب زیزا

لحظاتی برای با هم شاد بودن

قزوینی و رشتی

قزوینی و رشتی

یه روز یه رشتی تصمیم می گیره به همراه زنش بره خونه ی یکی از دوستاش که توی قزوین هست. حرکت می کنن و میرن به سمت قزوین. نزدیک غروب می رسن قزوین و مستقیم میرن خونه ی میزبان. با همدیگه سلام علیک می کنن و میرن توی خونه. موقع  شام که میشه زن قزوینی سفره رو پهن میکنه. اون شب غذای بسیار معروف قزوین یعنی قیمه نثار درست کرده بود. مرد رشتی این غذا رو دوس نداشت اما مجبور بود و خورد. زن رشتی می دونست که شوهرش این غذا رو دوس نداره  خیلی ناراحت شد. شام تموم شد و بعد از کمی گفت و گو رفتن تا بخوابن. مرد رشتی دراز کشیده بود اما اصلا خوابش نمی برد چون واسه خوردن اون غذا معده اش به هم ریخته بود. زنش که متوجه شد اومد پیشش و گفت عزیزم اشکال نداره، برگشتیم خونه برات سبزی پلو با ماهی درست می کنم. و روز بعد برگشتن خونه.

خب چیه؟؟؟ منتظر بودید چی بخونید؟‌ من از اون آدماش نیستم که واسه قزوینی و رشتی و ترک و .. جوک بسازم. شما هم این کارو نکنید!!!

تاریخ ارسال: یکشنبه 24 بهمن 1395 ساعت 21:08 | نویسنده: زیزا | چاپ مطلب
نظرات (1)
دوشنبه 25 بهمن 1395 00:32
م.ر [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
در یه کلام عالیه
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد